بیا و آسمون ِ دلم باش
پرده اول :
کوله پشتی رو برداری ، دلتو بذاری توش ، درو باز کنی
خودتو بذاری پشت در و بزنی بیرون . بری و بری .. تا اونجا که پاهات میبرنت بری .
بری یجا که کسی نیست ، نه تلفنی نه کامپیوتری نه حرفی نه صدایی
فقط تو باشی ، بشینی رو به روی دلت ، تو چشاش ذل بزنی و بگی : بگو حرفی بزن..
هر وقت حرفی زد با نگاه بهش گفتی الان وقتش نیست بذار بعدا بگو..
دستاشو بگیری تو دستات ، تکونش بدی
همینطوری نگاش کنی اندازه تمام این سالا که نشسته بودو نگات میکرد
بغلش بگیری ، نوازشش کنی
بری هر چی دوس داره براش بیاری و بگی بیا ..
بیا همه چیزایی که میگفتی رو انجام بدیم
اما نه .. نه
اون فقط نشسته و نگات میکنه. نه حرفی میزنه نه میخنده نه...
باشه
بیا بشینیم رو به روی هم و تا وقت هست همدیگرو نگاه کنیم..
پرده دوم :
قلب تو کبوتر است
بال هایت از نسیم
قلب من سیاه و سخت
قلب ِ من شبیه...
بگذریم !
دور قلب من کشیده اند
یک ردیف ِ سیم خاردار
پس تو احتیاط کن
جلو نیا ، برو کنار
توی این جهان ِ گنده ، هیچ کس
با دلم رفیق نیست
فکر می کنی
چاره ی دلی که جوجه تیغی است ،
چیست ؟!
مثل یک گلوله جمع می شود
جوجه تیغی ِ دلم
نیش می زند به روح ِ نازکم
تیغ های تیز ِ مشکلم
راستی تو جوجه تیغی ِ دل ِ مرا
توی قلب خود راه می دهی ؟
او گرسنه است و گمشده
تـــو به او پناه می دهی ؟
باورت نمی شود ولی
جوجه تیغی دلم
زود رام می شود
تو فقط سلام کن
تیغ های تند و تیز او
با سلام تو
تمامــــ می شود . *
پ.ن 1 : دل ، هوای بهشت زهرا کرده .. بوی عطر گلاب ، بوی خاک خیس انسانیت
پ.ن 2 : میگن تو دلای شکسته ای..ناخدای کشتی هامان باش
پ.ن 3 : جمعه های بی تو میان و میرن... چندمین جمعه بی ماست که میگذره و میره.
پ.ن 4 : این روزا تمام گوش شده ام ، بیا و کمی حرف بزن
پ.ن 5 : *شعر از عرفان نظر آهاری
خدایا...