بوی تنهایی در کوچه فصل
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ،
پرشی دارد اندازه ی عشق.
زندگی چیزی نیست ،که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود.
زندگی جاذبه ی دستی است که میچیند.
زندگی نوبر انجیر سیاه ، در دهان گس تابستان است.
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.
زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد.
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه ی مسدود هواپیماست.
خبر رفتن موشک به فضا،
لمس تنهایی«ماه» ،
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر.
زندگی شستن یک بشقاب است.
زندگی یافتن سکه ی دهشاهی در جوی خیابان است.
زندگی مجذور آینه است.
زندگی گل به توان ابدیت.
زندگی «ضرب» زمین در ضربان دل ما،
زندگی«هندسه» ساده و یکسان نفسهاست.
هرکجا هستم،باشم،
آسمان مال من است.
پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین مال من است.
چه اهمیت دارد
گاه اگر رویند
قارچ های غربت؟
(سهراب)

________________________________________
خوشبخت بود ،زیرا هیچ سوالی نداشت.اما روزی سوالی به سراغش
آمد.و از آن پس خوشبختی دیگر،چیزی کوچک بود.
او از خدا معنی زندگی را پرسید.اما خدا جوابش را با همان داد.
خدا گفت: اجابت تو همین سوال توست.سوالت را بگیر و در دلت بکار
و فراموش نکن که این دانه است که آب و نور می خواهد.
او سوالش را کاشت.آبش داد و نورش داد.
سوالش جوانه زد و شکفت و ریشه کرد. ساقه و شاخه و برگ.
و هر ساقه سوالی شد و هر شاخه سوالی و هر برگ سوالی.
و او که زمانی تنها یک سوال داشت،درختی شد که از سر هر انگشتش
سوالی آویخته بود و هر برگ تازه، دردی تازه بود و هر بار که ریشه
فروتر می رفت،درد او نیز عمیق تر می شد.
(عرفان نظرآهاری)
__________________________________________
سلام...![]()
پ .ن: وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم،
گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.
وقتی خواستم گریه کنم، گفتند دروغ است.وقتی خواستم بخندم، گفتند دیوانه است.
دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم.(دکتر شریعتی)
پ.ن۲:کاش قبل نواختن ساز کوک کردنش رو بهم یاد می دادی...![]()

پ.ن۳:دانشگاه؟؟....مدرسه؟؟![]()
هیچی به اندازه مدرسه و شیطونیاش نمی ارزه و شیرین نیست...
مهر....
تابعد یاعلی...![]()
![]()
خدایا...